تبليغاتX
گفتمانهای مسلمانان و مسیحیان

گفتمانهای مسلمانان و مسیحیان

چند فرشته بر مریم نازل شدند؟ (روزآمد شد)

آقای جستجوگر در وبلاگشان مطلبی نوشته بودند (اینجا) و ادعا کرده بودند که تناقضی در قرآن یافته اند. این به اصطلاح تناقض به قول آقای جستجوگر سالها پیش توسط دانشمندان (؟) مسیحی و اسلام ستیز مطرح شده بود و پاسخش هم همان موقع داده شد. این تناقض بیشتر از این سرچشمه گرفته بود که آقای یوسف علی اشتباها "روحنا" (= روح ما یعنی جبرئیل) رو فرشته ما ترجمه کرده بودند.. این به اصطلاح تناقض با عنوان "یک یا چند فرشته بر مریم نازل شد" در سایت ها تبلیغ می شدند.. بگذریم.

 

من چند بار نوشته آقای جستجوگر رو خوندم..  هر چه ادعای ایشون، پاسخ های مسلمانان و رد این پاسخ ها توسط آقای جستجوگر رو خوندم کاملا برایم روشن شد ایشون اصلا نه میدونن چه ادعایی دارن نه قصد دارن منطق رو قبول کنند.. بگذریم! من هم به قول ایشون تصمیم گرفتم از مذهبم دفاع کنم!!! این مطلب رو نوشتم. فقط با نگاه علمی و منطقی بررسی می کنم دست به سفسطه و توجیه و تفسیرهای عجیب غریب نمی زنم. با هم می خوانیم: (شماره ابتدای هر خط، شماره آیه است، من از ترجمه آقای فولادوند استفاده کردم)

 

سوره آل عمران آیات 44 تا 48

44 این از اخبار غیب است که به تو (ای محمد) وحی می کنیم و تو زمانی که آنان قلم های خود را برای قرعه کشی (سرپرستی مریم) به آب می افکندند تا کدام یک سرپرستی مریم را به عهده بگیرند، نزد آنان نبودی و نیز وقتی با یکدیگر کشمکش می کردند نزدشان نبودی.

45 یاد کن هنگامی را که فرشتگان گفتند: "ای مریم، خداوند تو را به کلمه ای از جانب خود، که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می دهد، در حالی که او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان درگاه خداست."

46 "و در گهواره به اعجاز و در میانسانی به وحی با مردم سخن می گوید و از شایستگان است."

47 مریم گفت: "پروردگارا، چگونه مرا فرزندی خواهد بود با آنکه دست بشری به من نرسیده؟" گفت: "چنین است کار پروردگار" خدا هر چه بخواهد می آفریند، چون به کاری فرمان دهد فقط به آن می گوید: "باش" پس می باشد.

48 و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می آموزد.

 

 

سوره مریم آیات 16 تا 22

16 و در این کتاب از مریم یاد کن، آنگاه که از کسان خود، در مکانی شرقی به کناری شتافت.

17 و در برابر آن پرده ای بر خود گرفت. پس روح خود (جبرئیل) را به سوی او فرستادیم تا به شکل بشری خوش اندام بر او نمایان شود.

18 مریم گفت: " اگر پرهیزکاری، من از تو به خدای رحمان پناه می برم."

19 جبرئیل گفت: "من فقط فرستاده پروردگار توام، برای اینکه به تو فرزندی پاکیزه ببخشم.

20 مریم گفت: "چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و بدکار نیز نبوده ام؟"

21 جبرئیل گفت: "فرمان چنین است و پروردگار تو گفته که بر من آسان است، و تا او را نشانه ای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم، و این دستوری قطعی است."

22 پس مریم به عیسی آبستن شد و به مکان دور افتاده ای پناه جست.

 

 

 

آقای جستجوگر آیات سوره مریم و آل عمران رو می نویسند و اینطور ادامه میدن که من عین مطلب ایشون رو اینجا کپی می کنم: (به مطالب قرمز رنگ دقت کنید)

 

به‌نظر من، مجموعه‌ی این دو برگرفته در کنار هم از مشکلات درونی قرآن میباشند. چون در آیات ۱۶ تا ۲۳ سوره‌ی مریم صریحا گزارش شده است که خداوند، برای رساندن مژده‌ی تولد مسیح، یک فرشته‌ی ویژه (جبرائیل یا روحش!) را بسوی مریم فرستاد، اما در آیات  ۴۴ تا ۴۸ سوره‌ی آل‌عمران ذکر شده است که تعدادی چند از فرشتگان. اگرهم این دو برگرفته را روایت دو قصه‌ی مجزا بدانیم، بازهم مجموعه‌ی این دو برگرفته دچار مشکلات عقلانی و منطقی مهلکی میشوند. در نتیجه، این دو برگرفته از قرآن (که بر اساس اعتقادات اسلامی، متن واحد و پیوسته‌ای باید محسوب شوند) با هم ناسازگارند.

 

اما مسلمانان در دفاع از کتاب مذهبیشان توجیهاتی را ارائه داده‌اند که به‌نظر من هرکدام در جایی به اشکال برمی‌خورند. تلاش من از اینجای این نوشته آن است که در حد آگاهیم تمام این توجیهات را ارائه داده، و به‌بررسی آنها بپردازم. بدون شک، ممکن است که مسلمانان توجیهات دیگری هم ارائه دهند، که بر من پوشیده باشد، که دوستان میتوانند در بخش نظر این نوشته من را از آنها اگاه کنند.

 

 

اول بیایید ادعای آقای جستجوگر رو به صورت علمی بررسی کنیم:

فرض ایشون:

1-  در سوره مریم گفته شده خدا برای رساندن مژده تولد مسیح یک فرشته ویژه (جبرئیل یا روحش!) رو به سوی مریم فرستاد.

2- اما در آیات سوره آل عمران گفته شده (اینجا ایشون چیزی رو ذکر نمی کنند منظورشون این است که برای رساندن مژده تولد مسیح) تعدادی چند از فرشتگان به سوی مریم آمدند.

نتیجه:

این دو واقعه همزمان هستند! پس تناقض بین این آیات به چشم می خورد.

 

بله، من هم کاملا موافقم. با فرض شما یک تناقض که چه عرض کنم هفت هشت تا تناقض به چشم می خورند! ولی بیایید ببینیم فرض آقای جستجوگر درست است:

 

اشتباه اول:

خداوند، برای رساندن مژده‌ی تولد مسیح، یک فرشته‌ی ویژه (جبرائیل یا روحش!) را بسوی مریم فرستاد.

نخیر! جبرئیل آمد و مریم رو به عیسی باردار کرد! مژده رو فرشتگان قبلا دادند! در کدام یک از آیات نوشته که جبرئیل مژده داد؟

 

اشتباه دوم:

ما در آیات  ۴۴ تا ۴۸ سوره‌ی آل‌عمران ذکر شده است که تعدادی چند از فرشتگان.

درست است فرشتگان مژده تولد مسیح رو به مریم دادند. ولی آقای جستجوگر ذهنیتی نادرست دارند.

 

اشتباه سوم:

اگر با دو فرض اشتباه ایشون پیش بریم جبرئیل یا شاید هم فرشتگان (معلوم نیست که چون تناقض است دیگه) مژده تولد عیسی رو به مریم دادند، کی مریم رو باردار کرد؟ معلوم نیست! احتمالا اینجا باید از تلمود برادران یهودی کمک بگیریم که به مریم اتهام زنا وارد می کنند! نخیر! جدا آقای جستجوگر اصلا یک بار این آیات رو خوندی و به تناقضی که ادعاش می کنی فکر کردی؟

 

 

آیا این آیات اشاره به دو واقعه متفاوت در دو زمان متفاوت دارند، دقت کنید:

ابتدا فرشتگان آمدند و مژده تولد عیسی را به مریم دادند:

45 یاد کن هنگامی را که فرشتگان گفتند: "ای مریم، خداوند تو را به کلمه ای از جانب خود، که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می دهد، در حالی که او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان درگاه خداست." (فرشتگان مژده دادند و رفتند)

 

بعد جبرئل آمد و مریم رو به عیسی باردار کرد. جبرئیل مژده نداد!

جبرئیل گفت: "من فقط فرستاده پروردگار توام، برای اینکه به تو فرزندی پاکیزه ببخشم." (حرف های فرشتگان با حرف های جبرئیل کاملا فرق دارند)

 

 

موارد دیگری که به صورت واضح بیان می کنند که این آیات همزمان نبوده اند:

بار اول وقتی فرشتگان آمدند مریم نترسید.

بار دوم وقتی جبرئیل به ظاهر یک مرد به سوی مریم آمد مریم ترسید.

 

 

بار اول مریم از فرشتگان پرسید:

47 مریم گفت: "پروردگارا، چگونه مرا فرزندی خواهد بود با آنکه دست بشری به من نرسیده؟"

ولی بار دوم مریم از جبرئل پرسید:

20 مریم گفت: "چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و بدکار نیز نبوده ام؟" (با هم فرق دارن، قرآن نقل قول مستقیم کرده و اگر دو واقعه همزمان می بودند باید حرف های مریم عینا مثل هم باشند)

 

 

نکته ای جالب پیرامون سوره آل عمران

این سوره هنگامی نازل شد که گروهی از مسیحیان به مدینه آمدند و در مورد عیسی از پیامبر سوال کردند. محمد با اونها صحبت کرد ولی قبول نکردند که عیسی خدا (یا پسر خدا) نیست. این آیات در مورد عیسی نازل شدند و کاملا مشخص میکنند که عیسی "بنده خدا" و "پیامبر خدا" بود و مصلوب هم نشده است! خدا در آیه 59 و 60 و 61 اینطور میگه:

 

59 شان آفرینش عیسی نزد خداوند همچون آفرینش آدم است که او را از خاک آفرید. سپس به او گفت موجود باش و بی درنگ موجود شد.

 

60 این حقایق از سوی پروردگار توست. پس هرگز از تردیدکنندگان مباش.

 

61 و هر کس پس از فرا رسیدن دانش وحی به تو درباره عیسی مجادله کرد بگو: ما پسرانمان (حسن و حسین) و شما پسرانتان و ما زنانمان (فاطمه) و شما زنانتان، ما خویشان نزدیک (علی) و شما خویشان نزدیک خود را بخوانیم. و به درگاه خدا تضرع کنیم و بخواهیم که لعنت الهی بر دروغ گویان فرود آید.

 

در همه کتاب های سیره مثل تاریخ طبری، ابن هشام و .. اشاره شده که پیامبر با گروه مسیحیان قرار مباهله برای روز بعد گذاشت. روز بعد پیامبر به همراه علی، فاطمه، حسن و حسین برای مباهله رفتند ولی سرکرده مسیحیان حاضر نشد مباهله کنه. عده ای از مسیحیان آن گروه مسلمان شدند و عده ای مسیحی ماندند و دیگر هیچ وقت بر سر الوهیت مسیح بحث نکردند.

 

مباهله هم به این معنا است که هر یک از دو طرف اعتقاد خود رو سه بار بیان می کند و هر بار می گوید لعنت خدا بر دروغگویان. اگر امر بر عذاب باشد بلایی بر گروه دروغگو نازل می شود.

 

 

آقای جستجوگر گرامی اگر هنوز احساس می کنید این قضیه نامشخص است پیام بگذارید و اشکالات رو مطرح کنید که من توضیح بدم! و اگر مشکل برطرف شده لطفا پاسخ های دیگر رو که در وبلاگتان قرار دادید حذف کنید و این پاسخ رو قرار بدید. (هر چند همه پاسخ ها همین مضمون رو داشتن ولی منسجم نبودند).. با تشکر

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 6:33  توسط   | 

سه نکته (روزآمد شد)

1- الوهیت عیسی

در وبلاگ یکی از برادران مسیحی (اینجا) مطلب جالبی خوندم در مورد الوهیت عیسی مسیح.

اصولا وقتی حرف به تثلیث می رسد، مسیحیان از منطق و عقل استفاده نمی کنند و اظهار می دارند که این فرای درک انسانی است و چون کلام خدا اینطور می گوید، پس اینطور است. اثبات و دلیلی که برای الوهیت مسیح هم ذکر می کنند از کتاب مقدس است. مدتی پیش در شبکه TCT یک پاستور داشت در مورد تثلیث صحبت می کرد در بخشی از صحبت هاش اینطور گفت: بعضی ها از من می پرسند تثلیث اصلا منطقی نیست و با عقل جور در نمیاد، چطور چنین چیزی ممکن است؟ (با خنده و به عنوان جک اینطور ادامه داد) من هم نمی دانم چطور ممکن است، این فرای درک انسانی است. ولی این چیزی است که کلام خدا می گوید!

 

اثبات از طریق کتاب مقدس

یکی از ویژگی های مورد علاقه من در مورد قرآن این است که کاملا روشن در مورد خدا سخن می گوید و جای شبهه باقی نمی گذارد: خدا یکتاست، نمی زاید، زاییده نشده است، فرزندی ندارد و ... ولی کتاب مقدس در زمینه خصوصیات خدا اینطور نیست. کلمه مسیحیت و تثلیث اصلا در کتاب مقدس استفاده نشده، خصوصیات خدا مبهم است، اگر یک شخصی بدون هیچ زمینه ای از اسلام و مسیحیت یا هر دین دیگری کتاب مقدس رو بخواند به هیچ وجه استنباط تثلیث را از این کتاب نمی کند، در مورد ویژگی های خداوند هم دچار شک و تردید و ابهام زیادی می شود.

 

الان با کتاب مقدس می توان هم الوهیت عیسی رو ثابت کرد و هم آن را رد کرد. کسانی که چیزی رو با استفاده از کتاب مقدس اثبات می کنند معمولا نگاهی گزینشی به آیات دارند و زیاد دست به خبط و خلط و بازی با کلمات و مفاهیم می زنند. برای نمونه عرض می کنم برای اینکه فکر نکنید چون من مسلمانم و به کتاب مقدس آشنایی ندارم (یا ایمان ندارم) این حرف رو می زنم می تونید الوهیت مریم رو در کتاب مقدس بررسی کنید. کاتولیک ها با کتاب مقدس الوهیت مریم رو اثبات می کنند ولی پروتستان ها آن را نمی پذیرند و الوهیت مریم رو کفر می دانند و با آیات کتاب مقدس آن را رد می کنند! می بینید که در بین برادران مسیحی هم چیزهای مختلفی رو از کتاب مقدس اثبات می کنند که خودشان با کتاب مقدس آن را رد هم می کنند.

 

همیشه این سوال در ذهن من بوده (نمی خوام چیزی رو رد یا اثبات کنم، دارم به عنوان دو کتاب به قرآن و کتاب مقدس نگاه می کنم) چرا عیسی در کتاب مقدس نیومده مثل قرآن واضح و روشن صحبت کنه، مثلا اینطور بگه: من یهوه خدای شما هستم! ما در ذات یکی هستیم ولی در سه شخص تجسم پیدا کرده ایم، پدر، پسر، روح القدس و ... که باعث هیچ گونه شک و شبه های در اصول دین نشود؟ یکی از دوستان به شوخی می گفت هر وقت خدا شدی، این کار رو بکن!

 

 

برادر گرامی آقای جستجوگر در وبلاگشان اینطور آورده اند:

کتاب‌مقدس صریحا بیان میکند که تنها "خداوند، یهوه" سزاوار پرستش است (خروج ۳۴: ۱۴، مزامیر ۸۱: ۹ و ۹۷: ۷، متی ۴: ۱۰، لوقا ۴: ۸، مکاشفه ۱۹: ۱۰). پرستش هر موجود دیگری --غیر از ذات یگانه‌ی پروردگار-- در کتاب‌مقدس نهی شده است. نمونه‌های فراوانی را میتوان یافت که خداوند پرستش مخلوقات او را سرزنش کرده است ....

 

کلام خدا میفرماید:

 

«من‌ خداوند هستم‌ و نام‌ من‌ همين‌ است‌. جلال‌ خود را به‌ كسی‌ نمی‌دهم‌ و بتها را شريک ستايش‌ خود نمی‌سازم‌. صحرا و شهرهايش‌ خدا را ستايش‌ كنند. اهالی‌ "قیدار" او را بپرستند. ساكنـان‌ "سالع" از قلـه‌ی‌ كوههـا فرياد شادی‌ سر دهند! كسانی كه‌ در سـرزمينهای‌ دوردسـت‌ زندگی می‌كنند جلال‌ خداوند را بيان‌ كنند و او را ستايش‌ نمايند.» (اشعیا ۴۲: ۸ و ۱۱-۱۳)

دوستمون قصد داشته ثابت کنه چون خدا گفته غیر او را پرستش نکنید، حال چون مسیح رو عده ای پرستش کردند، نتیجه بگیرند که مسیح همان خداست. ایشان اینطور ادامه می دهند:

 

با این پیش‌زمینه، به برگرفته‌های زیر توجه کنید:

 

«چون به خانه درآمدند و کودک را با مادرش مریم دیدند، روی بر زمین نهاده، آن کودک را پرستش نمودند. سپس صندوقچه‌های خود را گشودند و هدیه‌هایی از طلا و کندر و مُر به وی پیشکش کردند.» (متی ۲: ۱۱)

 

«در این هنگام مردی جذامی نزد او آمد و در برابرش زانو زد و گفت: "سرورم، اگر بخواهی می‌توانی پاکم سازی."» (متی ۸: ۲)

 

«ناگاه عیسی با ایشان روبه‌رو شد و گفت: "سلام بر شما باد!" زنان پیش آمدند و بر پایهای وی افتاده، او را پرستش کردند.» (متی ۲۸: ۹)

 

«چون در آنجا عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند.» (متی ۲۸: ۱۷)

 

«وقتی عيسی را از دور ديد، دوان دوان خود را به او رساند و در مقابلش به خاک افتاد.» (مرقس ۵: ۶)

 

«ایشان او را پرستش کردند و با شادی عظیم به اورشلیم بازگشتند.» (لوقا ۲۴: ۵۲)

 

و ...

 

اینجا ترجمه دقیق کتاب مقدس به همراه اصل آن موجود می باشد، دقت کنید معادل یونانی کلمه "پرستش کردن" چه بوده است و چه معانی دارد:

Proskuneo

1- to kiss the hand to (towards) one, in token of reverence

 

2- among the Orientals, esp. the Persians, to fall upon the knees and touch the ground with the forehead as an expression of profound reverence

 

 in the NT by kneeling or prostration to do homage (to one) or make obeisance, whether in order to express respect or to make supplication

a) used of homage shown to men and beings of superior rank

 

                        1- to the Jewish high priests

                        2- to God

3- to Christ

4- to heavenly beings

5- to demons

 

معانی:

1- بوسیدن دست کسی به نشانه تکریم و احترام

2- (در شرق به خصوص در میان پارسیان) زانو زدن و سجده کردن به نشانه تکریم و احترام بسیار

3- در عهد جدید به معنای زانو زدن، سجده کردن یا تعظیم کردن به نشانه احترام به کار رفته.

            در عهد جدید برای اعلام بیعت یا وفاداری با این اشخاص به کار رفته است:

            1- خاخام های یهودی

            2- خدا

            3- مسیح

            4- موجودات آسمانی (یا الهی)

            5- شیاطین و ارواح خبیث

 

می بینید این لغتی که به "پرستش کردن" ترجمه شده در واقع معنی تعظیم کردن به نشانه احترام میده و دقیقا معنی پرستیدن و عبادت کردن رو نمی ده. این کلمه فقط خاص مسیح نبوده و برای افراد دیگر هم استفاده شده. مثلا برای کاهنان، آیا یهودی ها کاهنان رو می پرستیدند؟ اگر به معنی سوم دقت کنید این معنی رو مترجمین مسیحی کتاب مقدس اضافه کردن تا نشون بدن که در ترجمه این کلمه با توجه به دیدگاهشان فرق قائل شدن! (یعنی طوری ترجمه کرده اند که با دکترین مسیحیت و الوهیت عیسی سازگار باشد). مثلا جاهایی که این لغت برای کاهنان استفاده شده مثلا ترجمه کردن مردم برای کاهن بزرگ تعظیم کردن ولی اگر برای عیسی استفاده بشه ترجمه کردن مردم عیسی را پرستیدند! بیایید نگاهی به ترجمه های دو آیه لوقا 24:52 و متی 28:9 که آقای جستجوگر در وبلاگشان قرار دادن داشته باشیم:  

 

Young's Literal Translation

and they, having bowed before him, did turn back to Jerusalem with great joy,

 

Darby Translation

And *they*, having done him homage, returned to Jerusalem with great joy

 

New Living Translation

They worshiped him and then returned to Jerusalem filled with great joy

 

اگر به ترجمه های بالا دقت کنید می بینید که ترجمه اول تعظیم کردن، ترجمه دوم بیعت کردن یا اعلام وفاداری کردن و ترجمه سوم پرستش کردن ترجمه کرده است. مترجمین خود می دانند که معنی این لغت تعظیم کردن به نشانه احترام و تکریم یا بیعت است و من قبلا این رو ذکر کردم. استفاده از این ترفندهای ترجمه ای برای ثابت کردن الوهیت عیسی بیشتر بازی با کلمات و مفاهیم است. نکته جالب دیگر پانویس این ترجمه است. زیر لوقا 24:52 اینطور نوشته:

 

Some manuscripts do not include worshiped him and

بعضی نسخه ها (یعنی نسخه های کانن ها) " و او (عیسی) را تعظیم کردند یا پرستش کردند" را ندارند! تفاوت های بین کانن های کتاب مقدس کم نیستند. (ان شاء الله روزی در مورد کانن های کتاب مقدس خواهم نوشت).

 

 

 

در اناجیل به هیچ وجه جمله ای از دهان عیسی خارج نشده که بگوید من خدا هستم، یا من را پرستش کنید... برعکس عیسی بارها خویش را فرزند انسان خطاب می کند، دعا می کند و .. باز هم این نکته رو یادآوری کنم با کتاب مقدس می توان هم الوهیت عیسی را اثبات کرد هم می توان الوهیت عیسی را رد کرد. قبلا در مورد الوهیت مریم توضیح دادم و گفتم که برای اثبات اینجور مسائل از کتاب مقدس روال همیشه اینطور بوده:

منطق و عقل که این را در نمی یابد.

گزینشی برخورد می کنیم و با بعضی آیات چیزی را ثابت می کنیم و بعد آیات مخالف ادعایمان را به گونه ای توجیه و تفسیر می کنیم که سازگار بشوند!

 

اگر نگاهی کلی به کتاب مقدس داشته باشیم به هیچ وجه نمی توانیم الوهیت عیسی را ثابت کنیم. مثلا این آیات مخالف با الوهیت عیسی هستند و احتمالا کسانی که قصد اثبات الوهیت عیسی را داشته باشند باید اینها رو طوری تفسیر کنند یا با مفاهیم بازی کنند که سازگار با الوهیت عیسی مسیح باشند:

 

یهودیان تعجب کرده و گفتند این شخص هرگز تعلیم نیافته پس چگونه کتب را می داند؟ عیسی در جواب گفت: تعلیم من از من نیست بلکه از فرستنده من است. اگر کسی بخواهد اراده او را به عمل ارد درباه تعلیم خواهد دانست که از خداست یا که من از خود سخن می رانم. (یوحنا 7:4)

 

مرا میشناسید و نیز می دانید از کجا هستم و از خود نیامده ام، بلکه فرستنده من حق است که شما او را نمی شناسید. اما من او را می شناسم چون از سوی او آمده ام و او مرا فرستاده است. (یوحنا 7:29)

 

آنکه مرا محبت ننماید کلام مرا حفظ نمی کند و کلامی که می شنوید از من نیست بلکه از پدریست که مرا فرستاده. (یوحنا 14:24)

 

 

2- تحریف تورات و انجیل از نگاه قرآن

دوست گرامی آقای جستجوگر در وبلاگشان (مثلا اینجا) مطالبی در مورد اصالت تورات و انجیل از نگاه قرآن نوشته اند. فکر می کنم به علت عدم آشنایی و اطلاع کافی ایشون از قرآن اشتباهات زیادی در نوشته هایشان وجود دارد. قصد ندارم وارد جزئیات بشم فقط به چند نکته اشاره می کنم. اگر به فرض قرار است تورات و انجیل رو از نگاه قرآن بررسی کنیم، اگر قرآن بگوید مثلا در انجیل چنین آیه ای آمده ولی در انجیل امروزی چنین آیه ای موجود نباشد این رو باید تحریف انجیل در نظر بگیریم. حالا برعکس اگر آمدیم ادعای قرآن رو از نگاه انجیل بررسی کردیم اون موقع می گیم نه، چنین چیزی در انجیل نیست (و اگر فرض را بر این داشته باشیم که انجیل تحریف نشده است) اون موقع می گیم قرآن اشتباه می کند. دقت داشته باشید الان ما داریم انجیل و تورات رو از نظر قرآن بررسی می کنیم و با این منطق علمی باید پیش بریم. فکر می کنم آقای جستجوگر به این آیات دقت کافی رو مبذول نداشته اند:

 

>>> 

سوره بقره آیات 73 تا 75 در مورد سخت دلی بنی اسرائیل و  تحریف تورات به دست آنها صحبت می کند:

پس فرمودیم: پاره ای از آن گاو سربریده را بر بدن آن کشته بزنید تا زنده شود و خداوند این چنین مردگان رو زنده می کند و نشانه های خویش را به شما می نمایاند تا اندیشه کنید.

 

دلهایتان پس از آن سخت شد، همانند سنگ یا از آن سخت تر، چرا که بعضی از سنگها هستند که از آنها جویبار می شکافد و بعضی از آنها هستند که می شکنند و آب از آنها بیرون می آید و بعضی از آنهاست که از خشیت الهی از کوهها فرو می افتند و خداوند از آنچه انجام می دهید ناآگاه نیست. (ظاهرا این طور تشبیه کردن بنی اسرائیل به خاطر آزار و اذیت و انکار پیامبران و بعضا کشتن آنها از سوی این قوم است)

 

ای مومنان آیا امید دارید آنها (یهودیان) به حقانیت شما ایمان آورند؟ و حال آنکه گروهی از آنان کلام  الهی را می شنیدند و پس از آنکه آن را در می یافتند، آگاهانه تحریفش می کردند؟

 

 

>>> 

سوره انعام آیه 91

(اشاره به یهودیانی که پیامبر رو انکار کردند) و خداوند را چنان که سزاوار ارج اوست، ارج نگذاشتند. چرا که گفتند خداوند هیچ چیز بر هیچ بشری نازل نکرده است. (ای محمد) بگو کتابی را که موسی آورد و روشنگر و رهنمودی برای مردم بود و آن را بر کاغذها نوشته بودید و بعضی را آشکار و بسیاری از آن را پنهان می دارید چه کسی نازل کرده است؟ ...

 

 

>>> 

سوره هود آیه 110

به راستی که به موسی کتاب آسمانی دادیم، آنگاه در آن اختلاف پیدا کردند و اگر وعده پروردگارت به تاخیر حکم و عذاب مقرر نگشته بود، میان آنان داوری می شد و آن ها درباره آن در شک و بدگمانی اند.

 

 

>>> 

بقره آیه 78 و 79

و از آنان (اهل کتاب) بی سوادانی هستند که تورات را جز طوطوی وار و لقلقه زبان نمی دانند و جز پندار نمی بافند. پس وای بر آنان که تورات را با دست های خود می نویسند و می گویند: "این از طرف خداست" تا آنکه آن برا به بهای کمی بفروشند. وای بر آنچه با دست خود نوشتند، وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می آورند.

 

>>> 

آیات بسیار دیگری از این دست هستند که حاکی از تحریف تورات و انجیل از نظر قرآنند. چند تناقض قرآن با تورات و انجیل رو هم اینجا ذکر می  کنم. دقت کنید چون داریم تورات و انجیل رو از نگاه قرآن بررسی می کنیم این تفاوت ها یعنی انجیل و تورات تحریف شده اند:

 

اعراف آیه 43

این آیات در مورد موسی است که رفت بالای کوه به میعادگاه خداوند و تورات بر او نازل شد. این آیه با آنچه که در تورات امروزی آمده اند کاملا متفاوتند:

 

و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت. (موسی) گفت: پروردگارا خودت را به من نشان بده تا تو را ببینم. (خدا) گفت: هرگز نتوانی مرا ببینی. ولی اگر اصرار می روزی به آن کوه بنگر اگر در جای خود پایدار ماند، مرا خواهی دید. و چون پروردگارش بر کوه تجلی کرد، آن (کوه) را پخش و پریشان ساخت و موسی (از خشیت و ترس) بیهوش در افتاد. چون به خود آمد گفت: پاکا تویی، به درگه ات توبه کردم و من نخستین مومن به این حقیقت (که خدا دیده نمی شود) هستم.

 

یا تفاوت از این فاحش تر که قرآن می گوید عیسی مسیح پیامبر خداست نه خدا یا فرزند خدا؟

 

یا در مورد گوساله پرستی بنی اسرائیل قرآن می گوید سامری مردم رو گوساله پرست کرد و هارون مردم رو نهی می کرد ولی تورات می گوید که اصلا گوساله رو خود هارون ساخت..

 

و تفاوت های بسیار دیگر..

 

 

3- معجزه عددی قرآن

آقای رشاد خلیفه سالها پیش ادعا کرد که کدبندی ریاضی خاصی را در قرآن کشف کرده است که تک تک آیات قرآن به وسیله این کدبندی پاراف شده اند که این نشانه الهی بودن آن و جلوگیری از تحریف قرآن است.

 

بعد آقای رشاد خلیفه ادعا کرد که فرستاده خداست و ... که باعث بدبینی نسبت به او و ادعاهایش شد و دیگر علما کمتر علاقه ای به ادعاهای او نشان دادند.

 

دوست گرامی آقای جستجوگر گمان کردند این کدبندی به آن صورت ساده ای است که ایشان می فرماید. هر چند علما هیچ کدام به این کدبندی توجهی ندارند و به خاطر این کدبندی قرآن رو الهی نمی دانند و اصلا آن را تایید یا رد هم نکرده اند ولی شما می توانید در سایت submission.org  (بخش فارسی هم دارد) بیشتر با نظرات ایشان و چگونگی کدبندی قرآن آشنا بشید. ایشان معتقد است که تک تک حروف قرآن بر اساس این کدبندی است نه از آن دست کدبندی های که آقای جستجوگر در کتاب مقدس کشف کردند! جداول بزرگ و پیچیده زیادی هم در این رابطه تهیه کرده اند و در وب سایتشان قرار داده اند. در ضمن در قرآن در آیه 30 سوره مدثر به کدبندی 19 اشاره شده و همین اشاره باعث شد که رشاد خلیفه کدبندی 19 قرآن رو کشف کند، ولی مواردی که آقای جستجوگر در کتاب مقدس اظهار داشتند هیچ اشاره ای در کتاب مقدس نداشتند. آیه این طور است:

 

بر آن نوزده نگهبان است. و ما نگهبانان آتش دوزخ را جز از فرشتگان نگماشته ایم، و تعداد آنان را جز آزمونی برای کفران نکرده ایم تا سرانجام اهل کتاب یقین افزونتر یابند و اهل ایمان بر ایمان خود بیافزایند و اهل کتاب و مومنان شک و شبه نورزند. و تا سرانجام بیماردلان و کافران بگویند خداوند از این توصیف چه می خواهد؟ بدینسان خداوند هر که را بخواهد بیراه می کند و هر که را بخواهد به راه می آورد و سپاهیان پروردگارت را کسی جز خود او نمی شناسد، و این جز تذکری برای بشر نیست.

 

رشاد خلیفه به موارد جالبی در طبیعت از عدد 19 هم اشاره کرده و میگه عدد 19 امضاء آفریننده هستی است در طبیعت. من چند تا از آنها رو می نویسم:

 

1- خورشید، ماه، و زمین هر 19 سال یک بار در یک خط قرار می گیرند (منبع: ENCYCLOPEDIA JUDAICA، در بخش Calendar)

 

2- ستاره دنباله دار هالی هر 76 سال یک بار وارد منظومه خورشیدی می شود. (19x4)

 

3- بدن انسان از 209 قطعه استخوان تشکیل شده است. (19x11)

 

4- دوره کامل بارداری 266 روز یا 38 هفته است. (هر دو بر 19 بخش پذیرند) (منبع: LANGMAN'S MEDICAL EMBRYOLOGY, by T. W. Sadler, Fifth Edition, Page 88)

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 12:29  توسط   |